عظيم عظيم پور

215

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

سياست را يك نوع حيله و نيرنگ در رسيدن به اغراض و اهداف دنيوى خود مىپندارند . امّا اگر بخواهيم به مفهوم سياست در نهج‌البلاغه ، دست بيابيم ، بايد به شيوهء زندگى على ( ع ) كه در سخنان ارزنده‌اش جلوه‌گر است ، بنگريم . چرا كه سياست همانند واژه‌هايى از قبيل : عدالت ، زهد ، تقوا ، عبادت ، خلافت و . . . مبحث ويژه‌اى را به خود اختصاص نداده است ، يا خود لفظ « سياست » و مشتقات آن ، به مفهومى كه مورد نظر است در نهج‌البلاغه نيامده است . مكتب اسلام ، مكتبى است مبتنى بر اصالت و حى ، و تمام پيامبران و پيشوايان الهى كه مجريان احكام الهى در جامعه بوده‌اند ، هدفى جز هدايت انسان‌ها و رساندن آنها به سعادت و كمالات اخلاقى نداشته‌اند . آنها همواره در پرتو تقواى الهى و تمسّك به عدالت ، در رشد و هدايت جامعه و بهزيستى و آسايش مردم و پاسدارى از حقوق مظلومان ، بىوقفه و جان بركف تلاش مىكردند و در اين مسير ارزشمند هرگز از دستورات الهى سرپيچىنمىكردند . على ( ع ) به عنوان يك رهبر فرزانه در جهان اسلام كه در واقع تداوم‌بخش راه انبياء الهى است ، با الهام گرفتن از منبع سرشاروحى و با تأسى صادقانه به شيوه زندگى پيامبر اكرم ( ص ) هندسهء سياست را به گونه‌اى ترسيم مىكند كه بطوردقيق با قانون الهى منطبق است و بر پايه صداقت و راستى نهاده شده است . سياست على ( ع ) يك حقيقت مبنايى است . بنيان است و بنياد ، عمق و ريشه دارد ، انفجارى است خلّاق و پويا . سياست على ( ع ) از هرگونه نقش سياسى كه در متن اجتماع بشر ترسيم شود ، مفهوم والاتر دارد . سياست على ( ع ) برخاسته از يك بينش ماورايى است و نشأت گرفته از يك نگرش فراطبيعى است . زاييدهء انديشهء پاكى است كه قدرت علمىاش آسمانها را درنورديده است . در منطق نهج‌البلاغه ، سياست ، حسن مديريت است امّا نه در ركود و ايستايى ، بلكه در حركت و پويايى ، در رشد و تعالى در پرواز و شكوفايى . سياست على ( ع ) هماهنگ با قرآن و سنت و فطرت پاك بشر بود . در مسير تكامل و تحقق اهداف مقدس الهى ، با هرگونه بدعت و قوانين انحرافى مبارزه مىكرد . ديدگاه‌هاى معنوى انسان را در جامعه تقويت مىبخشيد ، در توزيع عادلانه درآمدها و جلوگيرى از هرگونه بهره‌كشى